برای من زندگی مثل تپش قلب یک گنجشک خسته است وای دلم برای یک زندگی بدون سروصدا وخوشحالی بدون غروب تنگ شده زندگی هر صبح طلوع وهر شب غروب می کنه من دلم از طلوع و غروب اون عصبانی ست چرا من من که حق زندگی کردن دارم چرا من من که هنوز خیلی بچه هستم آره این برای همه است ولی برای  زودتر از همه است آره من باید بروم ولی تا آخرین لحظات کنار شما و وبلاگ فریاد هستم  فقط دعا کنید که من ...حالم خوب بشه باشه باشه خوب دیگه باید بروم دیگه نمی تونم بیشتر از این بمونم چون........... فعلا بای.

 

برای دوباره شروع کردن دریک زندگی پر دغدغه خیلی راه است اما من تو، را در راه زندگی بدون دغدغه پیدا کردم اما تو به من خندیدی و بی اعتنا گذشتی  دوستی من وتو همین جا تمام شد و فریاد با اندوه را در کنار تو گذراندم پس برای همیشه خداحافظ.

بابا بی خیال دنیا

اولین پست از قسمت جدید

بی خیال

دیروز وقتی توی خیابان قدم می زدم دو نفر وقتی دعوا می کردن دو نفر دیگر در کمال آرامش مشغول خوردن ساندویچ فافل بودن .

تفاوت را احساس کنید آرامش در کمال استراس.

فریاد بهتر

اگر بگم حرفی برای زدن ندارم دورغ گفتم یادتون اول ها چه طوری شروع کردم و الان چه طوری می نویسم.بی خیال

می خوام یه چیز جدید شروع کنم!!!!!!!!!!!!!

بازی

بازی همه دوستش دارن من هم بازی کردن را دوست دارم

بچه یادت چه قدر بازی میکردیم همه از دست ما ناراحت می شدن

اما من وتو دوستش داشتیم والان که نمی خواهیم ه بازی کنیم مجبوریم چون زمانه ما را به بازی گرفته.

ساده

.باز دل به دریا بردن ساده است .

♦باز دست به دعا بردن ساده است .

♦باز دست به قلم بردن ساده است.

♦باز منت باد کشیدن ساده است.

♦باز احساس خوشبختی نکردن ساده است.

♦باز درد کشیدن و دست و پا زدن توی مرداب تنهایی ساده است.

ولی ، ولی عشق را نخواستن وسختی بدون درد،ناراحتی بدون گریه کردن، فریاد بدون

صدا کشیدن ومنتظر منجی عالم بدون ساده نیست.

    . شاید بشه گفت که عید همه شما مبارک .

     ••••• آقا وقتی عرفانی میشین یاد ما هم باشین.

 

کلاغ سیاه

 

کلاغ سیاه بال زد وآمد قار قار قار

توی پنجره را نگاه کرد قار قار قار

وقتی که کلاغ را دیدم بازم مثل همیشه فکر بد کردم .

زود از اتاق آمدم بیرون....کلاغ توی چشمانم نگاه کرد گفت هدهد زخمی شد وچون مطمئن بود که خبر بد را زودتر از خبر خوب می رسید وچون اسم من به عنوان یک رساننده خبر بد می دانست به من گفت.

گفت هدهد گفته حالت خوب میشه گفت یک خبر خوب دیگر که باید در گوش تو بگم...

خداحافظی

ما انسان ها باید یک روزی از این دنیای پر زرق وبرق دل بکنیم و خواسته یا ناخواسته از این دنیا برویم. کجا؟ پیش خدا

دوست من هم بدون خداحافظی رفت بی معرفت حتی نگفت من رفتنی هستم .

من ویا خیلی از ما در هنگام خواب هم از هم خداحافظی می کنیم یعنی می گوییم شب بخیر.

او رفت من دوستاش تنها گذاشته رفت آخه یک کسی بگه خونه ی فامیلا رفتن اون هم اون موقه شب چه معنی دارد.

نمیدانم با این غم بزرگ چه توری سر کنم آخ خدا یا چه کنم .(زهره جان دوستت دارم)