!
امروز مطلبی را در روزنامه خواندم که لازم است بگم:
سلام
قشنگه مگه نه
من از طرف خودم دوباره سلام
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : دیدار در ساعت 14:11
سلام
قشنگه مگه نه
من از طرف خودم دوباره سلام
اما اونقدر دلم تنگ شده بود که گفتم بیام .
فقط دنبال موضوع جدیدم .
نظر بدین خواهش میکنم.
....................................................................................
بابا یک کسی به من در درست کردن قالب کمک کنه باشه مرسی
روزهای خالی از دلهرهای امروز
روزهای نگرانی های دلچسپ
گرگ شدن در بازی های بچه گان
نگرانی پارگی از زنجیره دوچرخه
هنوز سکوت مرا می نگرد.
سیاه تنها رنگ برای پذیرش باور هاست.
خیال من همیشه می اومد
ولی الان خبری از او نیست دلم براش تنگ شده
اگر ازش خبر داری به من هم بگو خوب.
من مثل گذر از کنار جوی آب است و دوست شدن با آن...
اما زندگی تو مثل نشستن در کنار جوی آب یا چی؟
یا دیدن برگی در جوی بی آب؟
انسان قدر زندگی را نداره جرعت زندگی نداره
گاهی وقت ها عقربه های ساعت به ما وقت می دن اما ما...
آسمان دیگه اشکی نداره که برای آدم بریزه .
زندگی زیباست اگر چشم ها زیبا باشد می توان از چاله های زندگی آیینه ی ساخت که ماه خودش را در آن نگاه کند خوشا به حال ساکنان کوچه ی خوشبختی که چاله های آبش نماینده روشنی ماه است زشتی در زندگی نیست اگر زشتی دیده می شود گناه چشمان ماست پس بیاید چشمانمان را شستشو دهیم وکوچه ی حیات آب و جاری کنیم ودر هر چاله ی این کوچه ، را ماه بکاریم